فرهنگ مدیریت فرهنگی

مقدمه:

یکی از بارزترین جلوه های حیات اجتماعی انسان فرهنگ است، که از آغاز زندگی بشر در شکل گیری تمدن های زنده ی جهان تأثیر بنیادی داشته است؛ فرهنگ برای جامعه، هم چون حافظه برای انسان است. فرهنگ شامل سنت هایی  است که نشان می دهد، پیش از این چگونه عمل می شده است. در کتاب " انسان شناسی فرهنگی " از فرهنگ به عنوان بخش انسان ساخته ی محیط تعریف شده است. و از آن جا که گستره ی معنایی این واژه بسیار وسیع است. قشرهای مختلف جامعه به ویژه پژوهش گران و صاحب نظران به گونه ای خاص آن را به کار  گرفته اند. برخی از صاحب نظران فرهنگ را بر اساس جنبه های عینی مانند: ابزار، جاده ها،و ایستگاه های رادیویی. و جنبه های ذهنی مانند: طبقه بندی ها، هنجارها، قواعد و ارزش ها بررسی نموده. (تریاندیس، هریچارلامبوس، 1926:26)

و برخی نیز " فرهنگ " را بر  پایه گرایش های مختلف علوم اجتماعی از قبیل گرایش جامعه شناسی، مردم شناسی و روان شناسی تعریف و تفکیک می کنند و بعضی نیز بر اساس ویژه گی های متفاوت تاریخی، توصیفی، هنجاری و ... (که در ماهیت فرهنگ وجود دارد ) آن را تفکیک کرده اند.  بدین جهت، هزاران کتاب در باره ی فرهنگ نگارش شده است، و صدها تعریف از آن به عمل آمده و معنای آن از یک ویژه گی اخلاقی و فردی، یا خصلت برگزیدگان فراتر رفته و به عنوان عنصری بنیادین در توسعه اجتماعی و اقتصادی یک جامعه مطرح شده است؛ به گونه ای که در کنفرانس جهانی سیاست های فرهنگی (مکزیکو-1982) عنوان شده، توسعه هنگامی معنا و مفهوم تمام عیار "خود " را در کشورهای در حال رشد، به دست می آورد که در زمینه ی حیات فعال فرهنگی آن جامعه قرار گیرد. (حبیبی؛1378: 9).

از طرفی در دنیای امروز که فن آوری ارتباطات، رکن اساسی آن را تشکیل می دهد،  اداره ی امور زندگی انسان ها به عهده ی سازمان ها قرار گرفته است، و تردید نیست که سازمان ها، در پیش رفت و عقب ماندگی هر جامعه ای نقش بسیار مهمی دارند و به یقین می توان گفت: که پیش رفت و عقب ماندگی هر جامعه ای در عرصه های مختلف، بیش از هر عامل دیگری، به نوع و چگونگی فعالیت سازمان های موجود در آن جامعه بستگی دارد.آثار فعالیت ها، خدمات و تولیدات سازمان ها در عرصه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، مذهبی، اقتصادی، امنیتی، بهداشتی و ... در بر گیرنده ی تمام ابعاد زندگی افراد جامعه می باشد.که از مرز زندگی اجتماعی گذشته، وارد حریم زندگی خصوصی آنان می شود. و در تمام تار و پود زندگی آنان تأثیر می گذارد. به صراحت می توان گفت : که فعالیت ها، خدمات و تولیدات سازمان ها، حتی در شکل گیری شخصیت و نظام اعتقادات افراد جامعه نیز بسیار مؤثر و حایظ اهمیت است. بدون برخورداری از سازمان های سالم و مردمی، دست یابی به یک جامعه ی سالم ، پویا، و پیش رفته غیر ممکن است. (عیوضی پور، 1389: 1).

 سازمان های جهانی منطقه ای و کشوری، مقدرات مختلف جوامع بشری را رقم می زنند، و برای رساندن انسان ها به مقصد، آن ها را بر کشتی " سازمان " نشانده و به اهداف مورد نظر می رسانند. گویا بشر امروز برای دست یابی به مقاصد خود راهی جز از طریق یک سازمان طراحی شده را ندارد. و باید از مسیر یک " سازمان " عبور کند تا به مقصود خود نایل آید. با توجه به نقش مهم و ارزشمند سازمان در زندگی انسان، باید به این نکته نیز اعتراف کردکه "  سازمان ها " و تشکیلات،  زمانی در دست یابی به اهداف موفق اند که در رأس آن ها مدیرانی توان مند و شایسته، زمام امور را در دست داشته باشد. از طرفی،  یکی از عوامل موفقیت مدیر،  " فرهنگ " حاکم بر مدیر و حوزه ی مدیریت است. زیرا عامل مهمی که رفتار مدیر را شکل می دهد چیزی جز فرهنگ نیست. (جزوه ی آموزشی مدیریت فرهنگ با روی کرد مهندسی فرهنگی مؤسسه آموزشی پژوهشی پویندگان عمران ایلام).

.همان قدر که  سازمان  برای افراد جامعه نقش ایجاد می کند و مؤثر است.  مدیر،  نیز برای سازمان می تواند همان نقش را ایجاد کند. رشد و توسعه ی  فرهنگی هر سازمان  یا جامعه ای مدیون مدیریت مدبرانه و مقتدرانه ای است که بتواند با اعمال مدیریت فرهنگی سازمان یا جامعه ای را به بالندگی و توسعه پایدار برساند. با عنایت به این که مدیریت فرهنگی به معنای سازماندهی و  اداره ی امور فعالیت های فرهنگی است، و نظیر هرنوع مدیریت سازمانی دیگر الزامات خاص خود را دارد در نتیجه در مدیریت فرهنگی تمامی وظایف سازمانی مدیریت در قلمرو امور و  فعالیت های فرهنگی صورت می گیرد.

 (شیرکوند، شهرام: 1389).

با این مقدمه ی کوتاه به بیان اصل مطلب می پردازیم

تعریف مدیر

واژه ی "مدیر" در فرهنگ لغت عمید چنین آمده است (modir ) اسم، صفت (عربی) 1. کسی که کاری را اداره کند؛ اداره کننده؛ گرداننده؛ 2. (صفت) توانا، لایق. (عمید، حسن،1389: 1657 ).

این واژه در زبان فارسی گاهی  شغل یا سمت را مشخص می کندمانند این که می گوییم فلانی مدیر فلان اداره یا مؤسسه است. و گاهی نیز می گوییم فلانی مدیر است، در اینجا صحبت از لیاقت و تدبیر است.  گاهی نیز اسم و صفت با هم به کار گرفته می شود،  زمانی که می گوییم فلانی مدیر لایقی است.  

 

تعریف مدیریت

در طول تاریخ تعاریف و دیدگاه های متعددی  در باب مدیریت و مفهوم آن بیان گردیده است . این تعاریف و نظریات ناشی از ویژه گی های سازمان ها و شرایط ، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی حاکم بر جوامع بوده است. در تعریف مدیریت باید به این نکته توجه داشت که به تعداد رشته های علوم اجتماعی و شغل های گوناگون سازمانی اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و آموزشی در باره ی مدیریت تعریف وجود دارد. تعریف مدیریت: "هنر اداره ی مجموعه امکانات و استعدادهای مادی و معنوی در یک سازمان را، بر اساس آگاهی های مناسب، به خاطر بهتر رسیدن به هدف را مدیریت می گویند.

  (تقوی دامغانی،1378 : 18-21)

تعریف لغوی  واژه های " فرهنگ و فرهنگی"

مقوله ی فرهنگ مفهوم بس حساس و پر اهمیتی است، که سرنوشت یک جامعه را مشخص می کند. معنی لغوی واژه ی " فرهنگ " در لغت نامه ی دهخدا چنین بیان شده است. فرهنگ، مرکب از " فر " که پیش آوند است و  هنگ که از ریشه ی " ثنگ" اوستایی به معنی کشیدن و فرهختن است (دهخدا،1365: 37 ). همچنین این واژه در لغت نامه ی  معین چنین آمده است: (farhang  )(اسم){پهلوی:farhang}  } " فرهنج" 1. علم؛ دانش. 2. ادب؛ معرفت 3. تعلیم و تربیت. 4. آثار ادبی یک قوم یا ملت 5. کتابی که شامل لغات یک زبان و شرح آن ها باشد؛ لغت نامه. همچنین در این لغت نامه واژه ی "  فرهنگی " (farhangi  ) صفت نسبی، منسوب به فرهنگ 1. مربوط به فرهنگ. 2. (اسم صفت نسبی) کسی که در آموزش و پرورش کار می کند؛ معلم؛ مربی. 3. (اسم صفت نسبی) شخص با فرهنگ و با ادب. (عمید، 1389: 1348).

فرهنگ واژه ای است پارسی و از دو جزء" فر" به معنی بالا و پیش و " هنگ " به معنای کشیدن، وزن و سنگینی می باشد. اصطلاح فرهنگ در ادبیات کهن، " پند نامه آتروپات اسپنتامان " به معنی دانش و حرفه و علم آمده است.( روح الامینی، 1383: 16 ).

 

تعریف مدیریت  فرهنگی

پیر مولینیر مؤلف کتاب آموزش حرفه ای مدیران فرهنگی (1) در مورد مفهوم مدیریت فرهنگی، می نویسد تمام شکل های مدیریت ، دارای سه جزء( تشکیلات، طرح و  منابع) هستند. مدیریت فرهنگی نیز از این قانون مستثنی نیست، و می توان آن را به عنوان گروهی از افراد تعریف نمود که برای پیش برد یک سیاست از منابع بهره برداری می کنند.  هم چنین ایشان معتقد است که در تمام کشورها دو نوع مدیریت فرهنگی وجود دارد:

1.مدیریت فرهنگی عمومی (دولتی) یا شبه دولتی، که معمولاً در سه سطح ملی، منطقه ای، و محلی وجود دارد.

2.مدیریت مجامع، سازمان ها ، نهادهاو انجمن های فرهنگی، صرف نظر از پایگاه اجتماعی، وظایف، اندازه و اهمیت آن ها.( مولینیر؛1372: 23-24 )

از مدیریت فرهنگی به معنای سازماندهی و اداره ی امور فعالیت های فرهنگی و هنری تعریف شده است.  در مدیریت فرهنگی وظایف سازمانی مدیریت ( سیاست گذاری، برنامه ریزی، سازمان دهی، هدایت،  هماهنگی، نظارت و ارزیابی ) در قلمرو امورو  فعالیت های فرهنگی صورت می گیرد.

مدیریت فرهنگی عبارت است از فرآیند برنامه ریزی،  هدایت،  رهبری، و نظارت بر مجموعه ای از فعالیت ها که در راستای انتقال، تثبیت، ترویج و تکامل فرهنگی مشخص، با تمامی اجزا و عناصرآن دنبال می شود. رشد و توسعه فرهنگی هر جامعه، مدیون مدیریت مدبرانه و مقتدرانه ای است که بتواند با اعمال مدیریت فرهنگی، جامعه را از مرحله ای محدود و نامناسب، که فضای تنفس را تنگ کرده، عبور دهد و افراد آن جامعه را به بالندگی و توسعه برساند.  مدیر فرهنگی علاوه بر تواتایی های علمی و فکری که باید در عرصه ی تجزیه و تحلیل سیاست گذاری، تعیین خط و مشی هاو تبیین راهبردهای فرهنگی داشته باشد، باید در صحنه های عملیاتی مانند برنامه ریزی های فرهنگی، همکاری های فرهنگی، مشارکت فرهنگی، آموزش ها و اطلاع رسانی فرهنگی، اقتصاد و سرمایه گذاری های فرهنگی، پژوهش های فرهنگی و حقوق فرهنگی نیز که به توسعه ی فرهنگی خواهد انجامیدتوانایی های مناسب را دارا باشد(تقوی؛1385 :82(-76)

این مدیریت ممکن است مدیریت بر یک سازمان یا مجموعه ی فرهنگی دولتی ( مانند یک اداره ی کل) یا یک مؤسسه ی غیر دولتی( مانند یک انجمن) با اهداف فرهنگی باشد. یا این که مدیریت اجرایی یک فعالیت فرهنگی نظیر برگزاری یک نمایشگاه رسانه ی دیجیتال یا نمایشگاه کتاب،  را عهده دار باشد.  باید توجه داشت که مدیریت مؤسسات نیمه دولتی و خصوصی و همچنین مدیریت بر اجرای یک فعالیت فرهنگی در اکثر موارد محدود و تحت نظارت و در بسیاری موارد مورد حمایت و وابسته به مدیریت فرهنگی یک سازمان دولتی هستند. یعنی این مؤسسات برای پایداری و دوام نیاز به اخذ مجوز رسمی می باشند. 

پیشینه ی مبحث در خارج از ایران

مبحث مطالعات فرهنگی به عنوان یکی از مهم ترین پروژه های رو به رشد دانشگاهی در ربع آخر قرن بیستم به ویژه در واپسین دهه ی آن ظهور کرده است. "میلنر و براویت " در کتاب درآمدی بر نظریه های فرهنگی معاصر معتقدند که هم " ویلیامز و هم هارتمن "  کوشیدند تاریخ فکری مفهوم فرهنگ  را ردیابی کنند، این مفهوم در نخستین معناهایش در انگلیسی و فرانسوی، اشاره داشت به میل به رشد طبیعی در حیوانات و گیاهان. به نظر ویلیامز، در اوایل قرن شانزدهم بود که کاربرد انگلیسی این واژه بسط یافت و رشد و تکامل بشری را نیز شامل شد. (میلنر. آندرو ،1385: 7و 10).

در سال 1700 میلادی واژه ی  " فرهنگ "  در جمع واژه های زبان فرانسه از جمله واژه های کهن ثبت شده، و این واژه از کلمه ی لاتین cultura" " به معنای مراقبت کردن از مزارع و دام ها گرفته شده است. از اوایل قرن شانزدهم  نیز به معنای کشت کار روی زمین به کار رفته است.  در اواسط قرن شانزدهم است که  معنای  مجازی " فرهنگ " شکل می گیرید  و در نتیجه می تواند بیانگر پرورش یک توانایی یا استعداد ، یعنی به معنای کارکردن در جهت توسعه باشد.(کوش، دنی،1381: 13).

نخستین تعریف مردم شناختی فرهنگ را مدیون ادوارد تایلور (1832-1917)مردم شناس انگلیس هستیم. در سال 1871 در کتاب " فرهنگ ابتدایی "  فرهنگ را چنین بیان می نماید: " فرهنگ یا تمدن مجموعه ی پیچیده ای شامل ، معارف، معتقدات، هنرها، صنایع، فنون، اخلاق، قوانین سنن و بالاخره عادات، رفتارها،و ضوابطی است که فرد به عنوان عضوی از جامعه ی خود فرا می گیرد و در برابر آن جامعه وظایف و تعهداتی بر عهده دارد، (همان: 27) :

منازعات  نظریه پردازان بر سر برداشت از مفهوم فرهنگ و نحوه ی کاربرد آن  فرصت مناسبی به سوی مطالعات فرهنگی فراهم ساخت. تا این که با تأسیس مرکز بیرمنگام در سال 1964 تحت مدیریت جان هوگارت (استاد ادبیات انگلیسی در بیرمنگام) به صورتی مرکزی، نهادی فکری برجسته ی مطالعات فرهنگی در دهه های ( 1970 و 1980 )گردید. در دهه ی 1990 بنت( استاد کرسی جامعه شناسی دانشگاه آزاد بریتانا) طی مجموعه مقالات کوتاهی ایده ی " مهندسی فرهنگی "  را جای گزین نقد فرهنگی کرد. که در این صورت  کارکرد اصلی مطالعات فرهنگی "آموزش تکنیسین های فرهنگی است " ، این تکنیسن ها بیشتر از آن که حامی نقد فرهنگی  به عنوان ابزاری برای تغییر آگاهی سوژه ها باشند، می کوشند نحوه ی عمل کرد فرهنگ را از سازگاری های فنی با آرایش حکومتی آن تصحیح کنند. (میلنر. آندرو ،1385: 300).

 اهتمام به مدیریت فرهنگی، به عنوان یک مقوله ی جدی مدیریتی، در اواخر قرن 19 مطرح شد. در این میان، سازمان یونسکو بیشترین فعالیت را در این زمینه انجام داده است " به دنبال تجربیات فردی بعضی از کشورها در زمینه ی ساماندهی امور  فرهنگی، از سال 1970 به بعد، یونسکو کنفرانس های بین دولتی متعددی به منظور تربیت مدیران یا مروجان فرهنگی  برای توسعه ی فرهنگی در سطوح جهانی و منطقه ای در باره ی سیاست های فرهنگی، برگزار نموده است گ. در طی این کنفرانس ها، موضوع مدیریت فرهنگی مطرح گردیده و خواستار نهادی آموزشی برای تربیت کارکنان واجد صلاحیت در توسعه ی فرهنگی به ویژه در رشته های برنامه ریزی و مدیریت فرهنگی ، پژوهش در زمینه ی فرهنگ و ارتقای فرهنگ شده است. (پیر مولینیر؛1372: 11-12 )

پیشینه ی مبحث در ایران

همان طور که درتعریف واژه ی  فرهنگ بیان شد و  همچنین آثار به دست آمده ازمنابع مکتوب نظیر اوستا و اشعار شعرا نظیر: فردوسی،  فخرالدین، کسایی، ترمذی، سیستانی، و... و  فرهنگ لغت ها، (برهان، دهخدا، و... این واژه از دیر زمان در میان جامعه ی ایرانی با عنوان های" فرهنج"و"فرهنگ" به کار گرفته شده و ریشه در تاریخ مردم ایران زمین دارد. و از دیر زمان به معنای: علم، فضل، دانش، عقل و ادب و گاهی نیز به عنوان اسم افراد (فرهنج، نام مادر کیکاوس) به کار گرفته شده است(دهخدا،1365: 37 ).

این واژه بعدها، با مفاهیمی همچون، آثار ادبی یک قوم یا ملت،کتابی که شامل لغات یک زبان و شرح آن ها باشد؛ لغت نامه، کسی که در آموزش و پرورش کار می کند؛ معلم؛ مربی. شخص با فرهنگ و با ادب. نیز به کار رفته است(عمید، حسن،1389: 1348 ).

اما همان طور که در مقدمه اشاره شد. از آن جا که گستره ی معنایی این واژه بسیار وسیع است. قشرهای مختلف جامعه به ویژه پژوهش گران و صاحب نظران به گونه ای خاص آن را به کار  گرفته اند. تا آن جا که بنيان گذار نظام مقدس جمهوري اسلامي ایران حضرت امام خميني (ره)، انقلاب اسلامي ایران را بر پايه دین مبین اسلام و به عنوان " انقلابي فرهنگي "، طرح‌ريزی نمود، و با یاری خداوند متعال و همراهی مردم غیور ایران به پيروزي رساند. و این موضوع از ابتدا در کانون توجه رهبر کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی (ره) بوده و ایشان صراحتا می فرمایند: آن چیزى که ملت ‌ها را می ‏سازد فرهنگ صحیح است... اگر فرهنگ درست ‏بشود یک مملکت اصلاح می ‏شود "( صحیفه نور، ج15.ص 16). و نیز می فرماید: فرهنگ مبدأ همه خوشبختی هاو بدبختی های ملت است. (27/10/1367- صحیفه نور ج3،ص306).

در بیانات مقام معظم رهبری نیز موضوع فرهنگ مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. چنان که می فرماید: " مساله اول در نظام جمهوری اسلامی مساله فرهنگ است."و هم ایشان در مناسبت های مختلف از ضرورت پرداختن به این امر مهم سخن گفته و اساسی ترین و عمده ترین وظیفه شورای عالی انقلاب فرهنگی را اهتمام به فرهنگ و مهندسی فرهنگی ذکر نموده اند. ایشان ابتدا در سال 1381 موضوع " مهندسی فرهنگی " را بیان می نمایند: " یکی از مهمترین تکالیف ما در درجه ی اول «مهندسی فرهنگ» کشور است؛ یعنی مشخص کنیم که فرهنگ ملی، فرهنگ عمومی و حرکت درون زا و صیرورت بخش و کیفیت بخش که اسمش فرهنگ است و در درون انسان ها و جامعه به وجود می آید، چگونه باید باشد؟ اشکالات و نواقصش چیست و چگونه باید رفع شود؟ کندی ها و معارضاتش کجاست؟ ( مقام معظم رهبری در سال 1383) .

بر همین اساس شورای عالی انقلاب فرهنگی برای عمل به رهنمودهای مقام معظم رهبری:({ شورای عالی انقلاب فرهنگی، قرار گاه فرهنگی کشور است، وظیفه قرارگاه اصلی، سیاست گذاری راهبردی، هدایت دستگاه ها، مراکز تأثیر گذار و بخش اجرایی فرهنگی است (1390) و تحقق اهداف و کار کرد های نهادی خود، نقشه ی مهندسی فرهنگی کشور را در یک مقدمه و هفت فصل طراحی و تدوین نموده است (نقشه ی مهندسی فرهنکی کشور1392: 2).

 

 

لزوم مدیریت فرهنگی

یکی از ارکان زندگی اجتماعی مدیر است، زیرا در اجتماع منافع و مقاصد افراد و سرنوشت اشخاص با یکدیگر ارتباط و اشتراک پیدا می کنند و به خاطر هر چه مطلوب تر این ارتباط، و پایمال نشدن حقوق، تعیین وظایف، معرفی حدود و رعایت حقوق وجود مدیر ضروری می نماید. (تقوی دامغانی،1378 : 45)

از طرفی، فرهنگ حاکم بر جامعه، به عنوان یک پدیده ی پویا و اثر گذار، می بایست هدایت و کنترل شود و به بیان بهتر مدیریت گردد، لیکن مدیریت این پدیده، به دلیل ارتباط عمیق و شدید با ارزش ها و جنبه های مختلف زندگی مردم جامعه، از حساسیت و اهمیت بیشتری برخوردار است (حبیبی؛1378: 10).

با بین المللی شدن و تمرکز روز افزون رسانه ها،فرهنگ های محلی و ملی به طور مستقیم در معرض خطر قرار می گیرند. با ایجاد شبکه های فراملیتی، آزادی هر ملت  برای اعمال حاکمیت خود بر روی محتوای فرهنگی اطلاعات و برنامه ها روز به روز کاهش میا بد، بدون تردید انبوه سازی ارتباطات خطرات قابل ملاحظه ای را متوجه شیوه های زیست و الگوهای مصرف می سازد و نابرابری ها و کج روی ها را دامن می زند. فرهنگ به عنوان یک  عنصر حیات بخش در جوامع امروزی باید کوشید تا به آسانی در اختیار اقشار مختلف جامعه قرار گیرد، همچنین امروزه اقتصاد نشر و تولید و توزیع کالا های فرهنگی، لزوم مشارکت مؤثر مخاطبان، محافظت از مرزهای فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی، ارتقای توسعه ی اجتماعی، و بالا بردن خلاقیت و پرورش و شکوفایی استعدادها، تمرکز زدایی، توزیع علم و دانش، ایجاد زیرساخت های مناسب برای انجام فعالیت های فرهنگی، ارتقای توسعه ی اجتماعی و... وجود مدیریت فرهنگی قوی و صحیحی را در هر جامعه ای ایجاب می نماید. (دوپویی؛1374 :50 )

دولت و سایر سازمان های دولتی یا شبه دولتی غیر متمرکز، باید عهده دار زندگی فرهنگی شوند، چون فرهنگ لایه ای خود انگیخته نیست و اگر به حال خود رها شود، خیلی زود به ورطه ی سودا گری خواهد لغزید کالاهای فرهنگی به آسانی در اختیار مردم قرار نخواهد گرفت و چند گرایی و آزادی بیان از بین خواهد رفت لذا به منظور چند گرایی و آزادی بیان همچنین تضمین دستیابی به فرهنگ، تضمین مشارکت تمام گروه ها ی مردم در فعالیت های فرهنگی، ایجاد زیر ساخت ها و  رو ساخت های مناسب برای انجام فعالت های فرهنگی، تمرکز زدایی – یا احتراز از تمرکز گرایی در انجام اقدامات یا فعالیت های فرهنگی تا حدی که امکان پذیر باشد – تضمین حقوق همگی اقلیت ها، کمک به شکوفایی استعدادها، بالا بردن خلاقیت های فردی و ارتقای توسعه ی اجتماعی، تعدیل بی عدالتی اجتماعی در توزیع علم و دانش زندگی فرهنگی باید سازمان دهی شود. یا چنین سازمانی نیازمند مدیریت فرهنگی است. (پیر مولینیر؛1372: 20 )

 

تعریف سازمان

"ادگارشاین" می گوید : سازمان عبارت است از وجود هماهنگی معقول در فعالیت گروهی از افراد، برای نیل به یک هدف یا منظور مشترک از طریق تقسیم کار و وظایف از مجرای سلسله مراتب اختیار و مسئولیت قانونی(تقوی دامغانی،1378 : 85)

سازمان را می توان چنین تعریف کرد: سازمان  در اصل شبکه ای از فرایندهای عملیاتی و اداری است که برهم تأثیر متقابل دارند و همراه با آن ها نظام های آسان ساز به کار می پردازند، این شبکه به دست انسان هدایت می شود و  هدف های چند گانه دارد و در درون شبکه ی گسترده تری از فرایندها و نظام ها جای داردکه با هم جای دارند.(شیمون ال دولان، 1375: 11)

سازمان ها از نظر تشکیلات به دو گروه سازمان های دولتی و خصوصی تقسیم می شوند سازمان های دولتی سازمان هایی هستند که از سوی دولت یا حکومت به منظور تحقق بخشیدن به اهداف و برنامه های خود دولت یا حکومت تأسیس می شوند.  سازمان های دولتی از لحاظ اهداف و شرح وظایف نیز با هم متفاوت هستند سازمان های فرهنگی دارای نقش فرهنگی و آموزشی و  هنری هستند مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. سازمان های خصوصی سازمان هایی هستند: که به طور مستثیم یا غیر مستقیم تحت نظارت سازمان های دولتی می باشند. (عیوضی پور، 1389: 35و40 )

مراکز یا سازمان های فرهنگی عبارتند از سازمان های رسمی و عمدتاً دولتی یا وابسطه به دولت که در زمینه ی سیاست گذاری،  برنامه ریزی،  هدایت و نظارت بر آفرینش و ارایه ی محصولات فرهنگی، یا انجام مطالعات فرهنگی فعالیت می کنند و با عمل کردهای خود،  فرهنگ عمومی جامعه را اصلاح،  هدایت و متأثر می سازند. (حبیبی؛1378: 37).

فرهنگ سازمان

فرهنگ سازمان عبارت است از:  باورهای مشترک در یک سازمان،  هرچه باورهای مشترک ژرف تر و منسجم تر باشد، فرهنگ قویتر است و  هرچه باورها متفاوت و وجه ی اشتراک آن ها کمتر باشد،  فرهنگ سازمان ضعیف تر خواهد بود.  فرهنگ سازمان یک پدیده ی واقعی و قدرتمند است. تا آن جا که شرکت های بزرگی که مدت ها توجه شان به واقعیت های تکنیکی سازمان ها معطوف بود و به چگونگی سخت افزار ها نظر داشتند، متوجه نرم افزار عمده ای شدند که برای موفقیت سازمان بسیار ضروری است. که این همان مدیریت فرهنگ سازمان است. (استانلی.دیوس،1373: 222-233 )

فرهنگ سازمانی عبارت است از: مجموعه ای از ارزش ها، باورها، درک و استنباط و شیوه های تفکر و اندیشیدن که اعضای سازمان در آن ها وجوه مشترک دارند، و  همان چیزی است که به عنوان یک پدیده درست به اعضای تازه وارد آموزش داده می شود.  فرهنگ سازمانی،  فرهنگی است که از مجموع باورها، ارزش ها، هنجارها و عقاید عوامل داخلی و خارجی در رابطه با سازمان، که در کانال ارتباطی سازمان در طول تاریخ و حیات آن قرار داشته است طبق شرایط و مقتضیات زمان و مکان،  به دست آمده است. درواقع فرهنگ سازمان طی دو مرحله شکل گرفته و تکمیل می شود. مرحله ی اول قبل از این که سازمان فعالیت خود را شروع کند. که در همان مرحله ی شکل گیری است، و از اهداف و خط و مشی سازمان نشأت می گیرد. در مرحله ی بعد است که سازمان با جذب نیرو و ارتباط با سایر مؤسسات،  فرهنگ های دیگر را به درون خود سوق می دهد. و از انطباق فرهنگ درونی با فرهنگ های خارجی فرهنگ سازمان شکل می گیرد. "  رابینز ": فرهنگ سازمانی، شیوه ی انجام گرفتن امور در سازمان را برای کارمندان مشخص می کند اداراکی است، تقریباً یکسان از سازمان، که در همه ی اعضا وجود دارد. ضمناً فرهنگ سازمانی نمایانگر مشخصات معمول و ثابتی است که یک سازمان را از سازمان دیگر متمایز می کند. (عیوضی پور، 1389: 59 )

مدیریت امور کارکنان.

1.      عوامل برون سازمانی :

به نحوه ی ایجاد ارتباط مؤثر مدیر با جامعه ی هدف و رسیدگی به مسایل و مشکلات مطروحه در آن است. از آن جا که حوزه و بستر فعالیت های فرهنگی تا حدودی گسترده است و در قالب و چهار چوب خاصی تعریف نشده است، در نتیجه یک مدیر فرهنگی در سطح جامعه ی هدف با اقشار مختلف فرهنگی و دید گاه های متنوع و تولیدات گوناگون فرهنگی در ارتباط  می باشد و از حساسیت بالایی برخوردار است. به همین جهت  مدیر علاوه بر مسایل درون سازمان باید دارای اطلاعات گسترده در زمینه های فرهنگی بوده و  تجربیات و آموزش های لازم را کسب کرده باشد.

اصول و قواعد فرآیند مدیریت فرهنگی

دستور العمل ها و قاعده و معیار های کلی است که همواره بر فعالیت های فرهنگی ناظر و حاکم است که نباید این اصول را نادیده گرفت.

1.      اصل زمان شناسی و بهره گیری از زمان

2.      اصل دین محوری

3.      اصل انسان مداری

4.      اصل انعطاف و پویایی در عین پافشاری بر اصول

5.      اصل مشارکت دادن آحاد

6.      اصل تقویت فرهنگ ملی و توجه به آن

7.      اصل عقلانیت محوری

8.      جذابیت محوری

9.      اصل پرهیز از دفع (جزوه آموزشی)

سطوح مدیریت بر حسب وظایف و تصمیم گیری در تشکیلات سازمانی

 در تشکیلات سازمانی، سازمان های فرهنگی به لحاظ، وظایف محوله و همچنین وسعت درجه بندی شده در چهار درجه یا سطح مدیریتی ( مرکزی، استانی، شهرستانی، و  مدیران سازمان های بین المللی ) قرار دارند، اگر چه در هر یک از این سازمان ها تشکیلاتت یا سطوح چهار گانه مدیریتی نیز یافت می شود.

1. مدیران سطح عالی  یا مراکزی نظیر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که شامل وزیر، معاونین و مدیران کل می باشد، یا یک سازمان یا رئیس کل یک مؤسسه نظیر رئیس سازمان حج و زیارت.  این گروه از مدیران در سطح سازمان های مرکزی یا وزارت خانه ها قرار دارند و نقش آن ها سیاست گذاری، ترسیم استراتژی و برنامه ریزی های کلان در جهت توسعه ی فرهنگی است 

2. مدیران میانی یا استانی: این گروه از مدیران در سطح سازمان های میانی یا ادارات کل استان ها انجام وظیفه می نمایند. وظایف این مدیران در سطح سازمان برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت ، در راستای برنامه های کلان و سیاست های اتخاذ شده از رده های عالی است. از دیگر وظایف این مدیران نظارت بر برنامه های اجرایی ادارات تابع می باشد. ( به لحاظ تئوری " کاتس "، این مدیران به  هر سه دسته از مهارت های ادراکی، انسانی، و  فنی  به یک میزان نیازمند هستند.

 3. مدیران اجرایی یا مدیران شهرستان ها: این مدیران در سطح شهرستان ها فعالیت دارند و در بخش های مختلف فرهنگی فعال هستند. وظیفه ی این مدیران معمولاً اجرای برنامه ها و کنترل نحوه ی اجرای آن هاست. و همچنین برنامه ریزی های خردکوتاه مدت عملیاتی با توجه به درجه ی سازمانی ، این سازمان ها ارتباط نزدیک با مردم و اهل فرهنگ دارند. ( به لحاظ تئوری " کانس "، این مدیران به مهارت های فنی بیشتری نیاز دارند. (حبیبی؛1378: 21).

4. مدیران سازمان های بین المللی از جمله این افراد، کسانی هستند که در خدمات فرهنگی یونسکو، یا به طور کلی تمام سازمان های فراملی که به صورت کلی یا جزیی با فرهنگ سروکار دارند اشتغال دارند. این مدیران بسته به این که نماینده ی دولت خود در یک سازمان بین المللی باشند ، یا کارمند آن سازمان تفاوت دارند. این افراد در موقعیتی هستند که می توانند در صورت لزوم ، رهنمود های کلی برای اقدامات دولت ها ارایه نمایند. یا مهمتر این که به جمع آوری تحلیل و انتشار بین المللی کلی ترین اطلاعات در باره ی اقدامات، سیاست ها، تجربه ها، مطالعات و پژوهش های فرهنگی به پردازند.(پیر مولینیر؛1372: 41 )

 

آموزش مدیران فرهنگی

رابرت کاتس(R.Katz) برای مهارت های قابل پرورش (غیر ذاتی ) مدیران به سه مهارت اشاره می کند.

1.      مهارت فنیTechnical Skills))

  به معنای قابلیت استفاده از ابزار، تکنیک ها، روش ها و  رویه های عمل برای انجام یک وظیفه ی معین است. انجام این امورات و برنامه ها در حوزه ی فعالیت های مدیریتی نیاز به وجود معلومات تخصصی، تسلط در استفاده از ابزار و شیوه های تولید و ارایه ی محصولات می باشد.  به کار گیری مهارت فنی، به سطح مدیریت بستگی دارد. نیاز به این مهارت در سطح مدیران سرپرستی و اجرایی به دلیل ارتباط مستقیم با روش های تولید کالا یا خدمات بیشت است نسبت به مدیران سطح عالی

2.      مهارت های انسانی( Human Skills(

این مهارت به معنای قابلیت ایجاد ارتباط، اداراک، هدایت و ایجاد انگیزه درکارکنان سازمان است. مدیرانی که از چنین قابلیت و توانایی بهره مند هستند، به سهولت با کارکنان به تفاهم رسیده و در فعالیت های سازمانی موفق ترند. مهارت انسانی در در تمام سطوح مدیریتی به یک میزان لازم است.

3.      مهارت های اداراکیConceptual Skills)  )

 این مهارت عمدتاً برای مدیران سطوع عالی سازمان است و اهمیت آن در لایه های میانی و پایین مدیریت از اهمیت نسبتاً کمتری برخوردار می باشد.

در سال های 1984 و 1987 نیز افراد دیگری نظیر "  کنتز "(H. Koontz   ) و گریفین ( R. Griffin ) مهارت های دیگری را  به شرح زیر برای مدیر مطرح کردند.

-         مهارت طراحی و حل مسئله

-         مهارت تجزیه و تحلیل مسایل

-         مهارت کار با کامپیوتر

-         مهارت تصمیم گیری

-         مهارت های هدف گذاری، ارتباط برقرار کردن و درک متقابل(حبیبی؛1378: 19).

 

 

قلمرو مدیر فرهنگی

در بیان قلمرو مدیران فرهنگی و  همچنین تنوع مدیریت فرهنگی باید اعتراف نمود که گستردگی و تنوع مدیریت در این عرصه به گستردگی و تنوع فرهنگ است. قلمرو مدیریت این حوزه از عضویت در سازمان های فرهنگی  بین المللی نظیر یونسکو گرفته تا رئیس یک سازمان اجرایی در یک شهرستان  یا مدیر یک خانه ی فرهنگ در یک روستا را شامل می شود. وگاهی این مدیریت ها به صورت خودجوش در یکی از رشته های مختلف فرهنگی به وجود  می آید.(           نیاز به بررسی دارد         ) باید توجه داشت که گستردگی سطح وظایف و اختیارات مدیریت در سازمان های میانی نسبت به مدیریت در سازمان های سطح عالی محدودتر است. و این اختیارات و شرح وظایف  در سطوح پایین تر ( مدیران اجرایی)  به مراتب سطح اختیارات مدیریت سازمان های میانی نیز  محدود تر و وظایف نیز کمتر می باشد. تا جایی که بسیاری از مجوز ها به علت پیچیدگی و تخصص های ویژه نه تنها به سازمان های اجرایی بلکه به سازمان های میانی نیز  تفویض اختیار نشده است. از طرفی گستردگی سطح تشکیلات و اختیارات سازمان های میانی نیز بستگی به در جه بندی ها و رتبه بندی هایی که برای این سازمان ها تعریف شده است دارد این رتبه بندی بر اساس  شاخص هایی نظیر منابع ، جمعیت، موقعیت جغرافیایی، و همچنین میزان نفوذ مدیران، و یک سری عوامل دیگر ملاک عمل قرار می گیرند. تا جایی که بعضی از ادارات کل در حد یک معاونت ( اداری مالی ) و بسیاری نیز در حد دو معاونت ( اداری مالی و معاونت امور فرهنگی )  و در بعضی ادارات استان ها معاونت امور هنری، معاونت برنامه ریزی و ... نیز وجود دارد. این تشکیلات در راستای تشکیلات سازمانی بالادستی و برای انجام وظایف محوله و همچنین پیش برد اهداف سازمان به وجود می آیند. در اداراتی که تشکیلات محدود به یک یا دو معاونت می باشد. اجرای وظایف و پیش برد اهداف با حفظ سمت سازمانی و در قالب کار اضافی به کارشناسان دیگر واحد ها  محول می شود. گاهی نیز فقط یک نفر به عنوان کارشناس یا مسئول واحد زیر نظر یکی از معاونت ها یا مدیر کل سازمان انجام وظیفه می نماید. اگر به خواهیم بر اساس چارت سازمانی و همچنین وظایف محوله  یک سازمان فرهنگی استاندارد را به پیروی از وزارت خانه بیان نماییم. باید سازمان فوق دارای معاونت امور فرهنگی، معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی، معاونت امور سینمایی، سمعی و بصری معاونت امور هنری، معاونت برنامه ریزی و توسعه مدیریت و منابع انسانی، معاونت علوم قرآنی، معاونت پژوهشی.

وظایف مدیر فرهنگی

مدیریت فرهنگی: برای پیش برد اهداف و سیاست های دولتی طراحی شده است. با عنایت به این که دولت ها قوانین و ظوابط را تدوین می کنند و در مورد امور اقتصادی و سیاسی تصمیم گیری می نمایند از این روی، مدیریت فرهنگی نمی تواند از نظامی که از تصمیمات دولت وقت ناشی می شود تأثیر نپذیرد. (پیر مولینیر؛1372: 24 ).

 

 

مديريت فرهنگي و تنش زدايي

تنش زماني پديد مي آيد كه افراد صرفاً در جستجوي منافع و خواسته هاي خود بوده و به آن چه نياز دارند دست نمي يابند. برخي مواقع يك فرد، غافل از نياز واقعي خود، ناخودآگاهانه لب به اعتراض مي گشايد و با طرف ديگر به مجادله برمي پردازد!، گاهي نيز ضمن آگاهي كامل از آن چه مي خواهد در جهت اهداف مورد نظر خود فعالانه تلاش مي كند.تنش متأثر است، از يك محيط كلان (جامعه يا كشور) يا يك محيط كوچك (سازمانيا خانواده) يا يك فضاي ارتباطي و مجازي (حال و هواي غير فيزيكي، شرايط ذهني و احساسي). مطالعات انجام گرفته در علوم رفتاري، ارتباطات و مديريت نشان مي دهد كه پيدايش تنش و تعارض در روابط انساني و در نهادهاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي امري اجتناب ناپذير است. حضور تنش را مي توان به روشني در خانواده، محافل دوستانه، سازمان ها و بنگاه هاي صنعتي، خدماتي و فرهنگي در ابعاد گوناگون مشاهده كرد. گذر از شرايط تنش آميز و رفع تضاد ها نيز بسياري از زمينه هاي  فعاليت انساني را در بر مي گيريد. بنابر اين آن چه در خلال دهه هاي اخير مورد توجه پژوهش گران و كارشناسان قرار گرفته است ايجاد ساختار و نظام مند نمودن و الگو سازي كمي و كيفي زمينه هاي پيدايش تنش در روابط انساني ودر سازمان و مديريت به منظور ارايه ي طريق و راه حل مناسب براي رفع بحران هاي ارتباطي، و محو نمودن تنش و ايجاد تفاهم رفتاري بوده است. (گوئل،1383: 11-13).

مديريت فرهنگي نيز به علت كثرت ارباب رجوع و گستردگي فعاليت ها چه در درون سازمان با هم كاران و چه از بيرون سازمان با ارباب رجوع و انجمن هاي فرهنگي هنري با كثرت سليقه ممكن است دچار تنش شود . مدير موفق بايد سياست پيشگيري از تنش را در برنامه ريزي خود داشته باشد. و افراد و سازمان به روش هاي پيشگيري و تجهيز پيش از وقوع نيازمند هستند.

هوش هیجانی:

هوش، توانایی ذهنی است و قابلیت های متنوعی؛ هم چون استدلال، برنامه ریزی، حلّ مسئله، تفکر انتزاعی، استفاده از زبان، و یادگیری را در بر می گیرد. غالبا ًمعیارهای معینی نظیرِ توانایی حلِّ مسأله، استدلال، قدرتِ حافظه و مانند آن را تعیین کننده هوش در هر فرهنگی می دانند.

روانشناسان دو مدل کلی از هوش هیجانی تحت عنوان های " مدل مهارت محور" (skill-based model ) و مدل " رویکردهای ترکیبی " (Mixed approaches ) ارایه نموده اند. و ازمدل مهارت محور به عنوان توانایی مدیریت هیجان های شخصی فرد ( مثلاًتوانایی شخص به خارج ساختن خود به طور موقت از یک موقعیت دشوار )  را به عنوان عنصری از هوش هیجانی مورد بحث قرار داده اند. و مدل ترکیبی هوش هیجانی  را در قالب مجموعه ای از توانایی ها، مهارت ها، و ویژه گی های شخصیتی ادراک شده تعریف و اندازه گیری می کنند. هوش هیجانی با ظرفیت تعقل فرد در باره ی هیجان ها و پردازش اطلاعات هیجانی به منظور بهبود فرآیندهای شناختی و تنظیم رفتار ارتباط دارد.(ژوزف کیاروچی: 1388؛31-32)

 به زبان ساده تر می توان گفت، هوش هیجانی یعنی کنترل رفتار در مواقع هیجان. در بسیاری از مواقع هستند مدیرانی که جوگیر شده و تحت احساسات قرار گرفته و  تصمیمات غیر قابل اجرایی،و نسنجیده ای، چه در جابجایی های درون سازمانی؛ یا چه در انتخاب مدیران مؤسسات و انجمن ها گرفته می شود. یا گاهی نیز در اجرای برنامه ها بدون در نظر گرفتن خرده فرهنگ ها یا گرایش های مذهبی برنامه ای اجرا می شود که موقعیت مدیر متزلزل می شود.

هوش فرهنگی:

 مفهوم هوش فرهنگی برای نخستین بار توسط ایرلی و انگ8(2003) از محققان مدرسه کسب و کار لندن مطرح شد. این دو، هوش فرهنگی را قابلیت یادگیری الگوهای جدید در تعاملات فرهنگی و ارائه پاسخ های رفتاری صحیح به این الگوها تعریف کرده اند. آنها معتقد اند: در مواجهه با موقعیت های فرهنگی جدید، به زحمت می توان علائم و نشانه های آشنایی یافت که بتوان از آن ها در برقراری ارتباط سود جست. در این موارد، فرد باید با توجه به اطلاعات موجود، یک چارچوب شناختی مشترک تدوین کند، حتی اگر این چارچوب درک کافی از رفتارها و هنجارهای محلّی نداشته باشد. تدوین چنین چارچوبی تنها از عهده کسانی برمی آید که از هوش فرهنگی بالایی برخوردار باشند. بر اساس این تعریف، هوش فرهنگی،هوشی متفاوت از هوش اجتماعی وعاطفی به شمار می رود.امروزه در محیط کسب وکار بازار جهانی، «هوش فرهنگی» اهرم مورد نیاز رهبران و مدیران تلقّی می‌شود. سازمان‌ها و مدیرانی که ارزش راهبردی هوش فرهنگی را درک کنند، می‌توانند از تفاوت‌ها و تنوّع فرهنگی در جهت ایجاد مزیّت رقابتی و برتری در بازار جهانی استفاده کنند. هوش فرهنگی شیوه‌ای از اندیشیدن و عمل را به مدیران و کارکنان آموزش می‌دهد که آنان بتوانند در هر بستر فرهنگی، به گونه‌ای اثربخش‌تر عمل کنند.

هوش فرهنگی به افراد اجازه می‌دهد تا تشخیص دهند دیگران چگونه فکر می‌کنند و چگونه به الگوهای رفتاری پاسخ می‌دهند و به افراد قدرت مدیریت تنوّع فرهنگی می‌دهد. در محیط‌های کاری متنوّع قرن حاضر، لازم است اضطراب‌های ناشی از شوک فرهنگی و اختلالات و پیامدهای ناشی از تعارض‌های فرهنگی به نحو مطلوب اداره شود. برای این منظور، به سازگاری و تعدیل مؤثر فرهنگ‌ها نیاز است. «هوش فرهنگی» سازگاری سریع با موقعیت‌های جدید و راحت‌تر عمل کردن با توجه به شرایط محیطی است (فیاضی و دیگران،‌1385، ص43-41).

افرادی‌ با هوش‌ فرهنگی‌ پایین‌ ممکن است قادر به ارتباط با همکارانشان از همان فرهنگ یا فرهنگ‌های دیگر نباشند و در نتیجه، در کسب وکارشان دچار مشکل شوند. در مقابل، افرادی با هوش ‌فرهنگی ‌بالا قادر به تفسیر رفتار دیگران و حتی در صورت نیاز، انطباق با رفتار دیگران هستند. مدیران و سرپرستانی که تأثیر فرهنگ‌های بین‌المللی و حتی خرده فرهنگ ها  را در تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی نادیده می‌گیرند در تلاش برای بهبود کیفیت، با شکست مواجه خواهند شد، مگر اینکه بهبود و توسعه را با توسعة فرهنگ همگام سازند

 

 

 

 

منابع و مأخذ:

-         حبیبی، محمد، (1378).  خصایص مدیران فرهنگی، تهران: تبیان

-         محمد نیاکان، علی/ عظیم، ایدی، (1391). تحولات فرهنگ و هنر استان در سه دهه ی گذشته

-         جزوه ی آموزشی مدیریت فرهنگ با روی کرد مهندسی فرهنگی مؤسسه آموزشی پژوهشی پویندگان عمران ایلام.

-         عیوضی پور، عبدالله، (1389). سازمان، مدیریت و روابط عمومی.

-         شهرام، شیرکوند : فرهنگ و تاریخ مطالعات فرهنگی روزنامه ی همشهری، چهارشنبه 5 آبان1389).

-         میلنر، آندرو/ براویت، (1385). درآمدی بر نظریه ی فرهنگی معاصر، تهران: ققنوس

-         تقوی دامغانی، (1378)نگرشی بر مدیریت اسلامی،تهران؛امیر کبیر

-         عمید، حسن(1389). فرهنگ فارسی عمید؛ ج اول و دوم، تهران: اشجع، میکایل

-         دهخدا، علی اکبر(1365). فرهنگ لغت: ج 37 تهران

-         روح الامینی، محمود، (1383). در گستره ی فرهنگ، سوم،تهران: اطلاعات

-         شورای عالی انقلاب فرهنگی(1392). نقشه ی مهندسی فرهنگی کشور

-         استانلی ام، دیوس(1373 ). مدیریت فرهنگ سازمان،تهران: مروارید

-         گزاویه، دوپویی (1374). فرهنگ و توسعه، تهران: علمی فرهنگی

-     شیمون آل، دولان و رندال اس . شولر و ...(1375). مدیریت امور کارکنان و منابع انسانی، مترجم دکتر محمد علی طوسی و...، تهران: مرکز آموزش مدیریت دولتی، جاپ سوم

-         پیرمولینیر(1372). آموزش حرفه ای مدیران فرهنگی، تهران: مرکز پژوهش های بنیادی، مترجم علی هاشمی گیلانی.

-         كهن، گوئل.تنش زدایی در روابط انساني و مديريت، تهران: اطلاعات،1383.

-         تقوی دامغانی، رضا(1325). تأملات فرهنگی تهران:نخل،1385.

-         ژوزف، کیاروچی. کاربرد هوش هیجانی- تهران: شرکت سهامی، 1388.

-         تریاندیس، هری چارالامبوس، 1926 فرهنگ و رفتار اجتماعی تهران:رسانش، 1378.

 

 

زندگي در جوامع اطلاعاتي نيازمند سواد اطلاعاتي"

بسمه تعالي

"زندگي در جوامع اطلاعاتي نيازمند سواد اطلاعاتي"

مقدمه:

پژوهشگران تا كنون بيش از 34 نوع سواد مفيد معرفي نموده اند،كه سواد علمي به معناي رايج آن در نظام آموزشي دربرگيرنده مفهوم توانايي خواندن ونوشتن است ،تنها يكي ازآنها محسوب مي شود.ازجمله سوادهاي

مفيد ومدرن مي توان به سواد فرهنگي ،اجتماعي ،سياسي،اقتصادي ،رسانه اي ،كامپيوتري، اينترنتي،اشاره نمود.

از طرفي ظهور وپيشرفت فن آوري اطلاعات موجب شده تا هر فرد با انبوهي از اطلاعات در محل تحصيل ،كار وزندگي روزمره خود روبروگردد.اين اطلاعات بوسيله كتاب خانه ها ،منابع جامعه ،سازمان ها وهمچنين اينترنت قابل دسترسي است ،اكثر اطلاعات بدون گذشتن از هيچ فيلتري در دست رس همه گان قرار مي گيرند.بعلاوه اين منابع ازرسانه هاي گوناگون نظير نوشته، تصوير،صدا وكارهاي گرافيكي در دست رس است .همه اين موارد موجب مي شود تا افراد با چالش هاي جدي در فهم اطلاعات وارزشيابي آن روبرو شوند ،از اين رو وجود اطلاعات به تنهاي موجب دانش شهروندان ومطلع وآگاه نمودن آن ها نمي شود.مگر اينكه آن ها تواناي لازم را براي استفاده موثر از اطلاعات راكسب كرده باشند.

ادامه نوشته

(ICT)آشنایی با مفاهیم

                بسمه تعالی          

 (ICT)آشنایی با مفاهیم

به موازات استفاده از فن آوری اطلاعات وارتباطات در تمامی ابعاد حیات بشری ،جهان به سرعت در حال تبدیل به یک جامعه اطلاعاتی است.با ابداع روش های ارتباطی وتغییر نوع این رفتارها وبا بوجود آمدن روش ها وتکنولوژیهای جدید، تاثیر آن را در زندگی انسان ها غیر قابل انکارکرده  است .شبکه های ارتباطی وگسترش آنها مانند اینترنت وماهواره ها باعث شده است که مرزها روز به روز کوچکتر شود وتحولات گسترده ای را در عرصه های اجتماعی واقتصادی بوجود آورد.ومردم از نقاط دور ونزدیک جهان بتوانند به راحتی با هم ارتباط برقرار نمایند .شاید برای عده ای مهم نباشد که در حال حاضر قیمت لحظه ای شاخص های بورس به چه میزان تغییر کرده است .اما دانستن لحظه به لحظه این تغییرات برای یک سرمایه گذار بورس بسیار حیاتی است چرا که با دانستن سریع وبه موقع ارزش سهام می تواند اقدام به خرید یا فروش سهام خود نماید .واز این راه کسب درآمد کند.

                                          

ادامه نوشته

انواع كتابخانه ها و وظايف آنها

بسمه تعا لي

 

انواع كتابخانه ها و وظايف آنها

كتابخانه ها براساس شرح وظايف ،نوع مخاطبان (كاربران )،منابع ونيز سازمانهاي كه به آنها خدمات عرضه ميكنند دسته بندي مي شوند كه به توصيف وشرح وظايف آنها مي پردازيم.

ادامه نوشته